خرید بک لینک
آن صدایی که مرا سوی تماشا می‌خوانداز فراموشیِ در زمان حاضر به روز آینده می‌خواند آشنا بود صدا، لهجه زیبایی داشتگله از فاصله، از غربت و تنهایی داشتهم‌نفس با من از آهنگ فراقم می‌خواندداشت از گوشه ایران به عراقم می‌خواندیادم انداخت که آن سوی تماشا او هستمی‌روم می‌روم از خویش به هر جا او هستجمکران بدرقه در بدرقه، تسبیح به دستسهله آغوش گشوده‌ست مفاتیح به دسترایحه رایحه با بوی خودش می‌خوانَدخانه دوست مرا سوی خودش می‌خوانَدخانه دوست که از دوست پر از خاطره استخانه دوست که نام دگرش سامره استآن اویسم که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 2:44

سخت است وطن موکب ماتم شده باشدعیدانۀ ما فرق کند غم شده باشد سخت است که مجبور شوی صاف بگیریقد و کمری را که ز غم خم شده باشدسخت است سر شب رمضان باشد، ناگاه...چون صبح شود ماه محرم شده باشداز داغ جگر سوزتر آن است که آنرا...از اول شب هلهله مرهم شده باشدای وای از آن دل که خبر پشت خبر باز...با موج غم و درد دمادم شده باشدسخت است یتیمی، بخدا داغ بزرگ استهر چند که فرزند تو محکم شده باشددر خواب نمیدیدم از این دست پریشانمن باشم و سوگ تو فراقم شده باشدای کاش که بیدار شوم باز تو باشیبی آنکه نخی مو ز سرت کم شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 2:44

اللَّهُمَّ الْعَن شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلک، اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاًحاج قاسم رسید مهمانت؟ جمعتان جمع و حالتان خوب است؟چه بهشتی است آن طرف با اوچقدر حال آسمان خوب استتا که آرام باشد از غم‌هاچقدر ما خدا خدا کردیماو که آرامشش شهادت بودما چرا آن همه دعا کردیم؟حاج قاسم بگو به رهبرمانما همه وارد نبرد شدیمدگر از هیچ کس نمی‌ترسیمحاج قاسم ببین چه مرد شدیمما که شرمندهٔ شما ماندیمجای ما هم مواظبش باشیدبتکانید گرد رویش راخسته است او مراقبش باشیدحاج قاسم بگو خیالش تختبابت دین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 2:44

يك اتفاق ساده مرا بيقرار كردبايد نشست و يك غزل تازه كار كرد در كوچه ميگذشتم و پايم به سنگ خوردسنگی كه فكر و ذكر دلم را دچار كرد از ذهن من گذشت كه با سنگ ميشودآيا چه كارها كه در اين روزگار كرد با سنگ ميشود جلوی سيل را گرفتطغيان رودهای روان را مهار كرد يا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساختبی سرپناه‌ها همه را خانه‌دار كرد يا ميشود كه نام كسی را بر آن نوشتبا ذكر چند فاتحه، سنگ مزار كرد يا مثل كودكان شد و از روی شيطنتزد شيشه‌ای شكست و دويد و فرار كرد با سنگ مفت ميشود اصلا به لطف بختگنجشك‌های مفت زيادی شكارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

در این جهان و پس از سال‌های دربه‌دری​​​​​هنوز باز نگشته ام به خانه‌ی پدری و شرمسارم از این روزهای زندگی‌امکه با ندامتِ قابیل می‌شود سپری چرا به خاک – به این من – علاقه‌مند شدیمگر تو بادی و آبی؟ مگر تو کوزه‌گری؟ دوباره قابل تکرار نیست، دقت کن«در آن‌چه می‌نگری» و «از آن‌چه می‌گذری» پس از هبوط به روی زمین، برای خودمبهشتِ تازه بنا کرده‌ام ز بی‌خبری۹۷/۱۱/۱۴ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

شور و شوقم را ببین، یاور نمی خواهی عمو؟اکبری یک ذره کوچکتر نمی خواهی عمو؟ خواهشم را رد نکن من تازه دامادم ولیبا عسل در دست من ساغر نمی خواهی عمو؟ تاب دوریِ مرا اینجا دل پاکت نداشتقاسمت را پیش خود آن ور نمی خواهی عمو؟ چهره ی زهرایی ام زیباست اما یک رجزروز آخر با دم حیدر نمی خواهی عمو؟ شال بر دوش و گریبان باز و صورت قرص ماهدر میان کربلا محشر نمی خواهی عمو؟ وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرتبر فراز نیزه هجده سر نمی خواهی عمو؟ پیکرم شاید سم این اسب ها را خسته کردیک فدایی این دم آخر نمی خواهی عمو؟ دامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

دکتر جولزماسرمن رئیس افتخاری مادام العمر انجمن بین المللی روانشناس پزشکی اجتماعی سازمان ملل و رئیس انجمن روانپزشکی آمریکا؛ رهبران باید سه ماموریت را انجام دهند ارائه خیر و رفاه برای پیروان ارائه سازماندهی اجتماعی که مردم احساس نسبی امنیت و آرامش کنند ارائه منظومه‌ای از مبانی و عقاید، افرادی مانند پاستور و سالک ویژگی گروه اول را داشتند، افرادی مانند گاندی کنفسیوس اسکندر سزار و هیتلر از گروه دوم بودند، عیسی و بودا در دسته سوم قرار داشتند، اما میتوان گفت که بزرگترین رهبر در تمام تاریخ محمد است که هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من 9-8 ساله بودم. یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود. من قدّم به تلفن نمی‌رسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم.بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه‌کس می‌داند. او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

به نام اوکه از آیات او بسیار باید گفتخدا زنده است.این را اول اخبار باید گفت.خدای انتم الاعلاموقت نصرت و امدادخدای وعده‌های صادق لایخلف المیعاد.خدا از عمر نوح آیینه‌ای هم‌قد ایمان ساخت،همان نوحی که کشتی را به امرش در بیابان ساخت.و ابراهیم در هر امتحان بر او توکل کرد.خدا در آتش نمرود بین شعله‌ها گل کرد.خداوندی که از نیل خروشان جاده می‌سازدو اعجاز از عصایی پیش پا افتاده می‌سازد.عزیز مصر، روزی یوسف‌درچاه‌افتاده‌ست.خدای ما، خدای لحظه‌های خارق‌العاده‌ست.به خاک ذلت افتاده است پیش او تکبرها،خدای بدر، آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:05

آیا داعش جدید همان داعش قبلی است و هستههای خفته آن بیدار شدهاند؟؟؟ در شرایطی که همه تصور میکردند داعش از بین رفته و دیگر این زخم کهنه سر باز نخواهد کرد و اخبار حذف فیزیکی ابراهیم القریشی تایید شده بود، ناگهان نام جدیدی به عنوان رهبر این گروه تروریستی معرفی شد. با در نظر گرفتن حوادث رخدادهٔ ماههای اخیر در منطقه میتوانیم نسبت به این موضوع نگاه بهتری داشته باشیم. القاعده از دل جریانات تندرو مانند طالبان به واسطهٔ سازمان اطلاعاتی آمریکا در اواخر دورهٔ

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

هر تلاشی جهاد نیست، جهاد تلاشی است که هدف گیری در مقابل دشمن باشد، خیلی مهم است که ما عرصه جهاد را تشخیص دهیم، یک روز میدان نظامیست مانند دوران دفاع مقدس و دفاع از حرم، یک روز عرصه علمی و یک روز خدمات اجتماعی، از همه اینها مهمتر عرصه تبیین و روشنگریست، اگر روشنگری بود همه این عرصه ها در وقت و جای خود مردان خود را پیدا خواهد کرد، امروز انبوهی از رسانه ها با هزاران متخصص درکارند، برای اینکه در نظام جمهوری اسلامی احکام را برگردانند، ایمان ها و باورها را تضعیف

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

ماموریت ویژه سردار نیساری برای شناسایی پیکر مطهر شهید محسن حججی بعد از شهادت حججی تا مدتها، پیکر مطهرش در دست داعشیها بود تا اینکه قرار شد حزبالله لبنان و داعش، تبادلی انجام دهند. بنا شد حزبالله تعدادی از اسرای داعش را آزاد کند. داعش هم پیکر محسن و دو شهید حزبالله را تحویل بدهد و یکی از اسرای حزبالله را آزاد کند. به من گفتند:«میتوانی بروی در مقر داعش و پیکر محسن را شناسایی کنی؟» میدانستم میروم در دل خطر و امکان دارد داعشیها اسیرم کنند و بلایی

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

قبر شيخ آماده بود و كنار آن تلی از خاك ديده ميشد. مردم اطراف قبر حلقه زدند صدای گريه آنها هر لحظه زيادتر ميشد. جسد شيخ طبرسی را از تابوت بيرون آوردند و داخل قبر گذاشتند. قطب الدين راوندی وارد قبر شد و جنازه را رو به قبله خواباند و در گوشش تلقين خواند.سپس بيرون آمد و كارگران مشغول قرار دادن سنگهای لحد در جای خود شدند. پيش از آنكه آخرين سنگ در جای خود قرار داده شود، پلك چشم چپ شيخ طبرسی تكان مختصری خورد اما هيچكس متوجه حركت آن نشد! كارگران با بيلهايشان

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

شهادت لباس تک سایز است شاید در سوریه و شاید هم در تهران اندازه اش شوی دریغ است در آرزو ماندن ما خوشا از لب او، فراخواندن ما بهاری میاید...بهاری میاید جهان است و اسفند سوزاندن ما شهابیم و پیغامی از صبح داریم که شب حرص دارد به تاراندن ما شکوه حیاتیم و این مُرده ماران ندارند قدرت به میراندن ما شهادت بده ای شهادت! : «که بودیم؟» غریبیم و با تو شناساندن ما برو جوهر از خون بیاور که سخت است به دنیای امروز فهماندن ما

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

حسن باقری تازه فرمانده نیروی زمینی شده بود. یک روز من را صدا کرد. مجید بقایی هم بود.u2066 u2069 حسن گفت میخواهم چهار تا سؤال ازت بپرسم ببینم از اطلاعات چی بارته؟ شروع به پرسیدن کرد. شد شش تا و هفت تا و هشت تا. گفتم ها، حسن! تو گفتی چهار تا چه خبره؟ میخوای من رو گزینش کنی؟ u2066u2069 گفت میخوام نیروی دریایی سپاه رو تشکیل بدم. تو بیا برو بوشهر. 18 سالم بود. گفتم بوشهر برای چی؟ گفت نیروی دریایی آنجا تشکیل میشه. برو مسئول اطلاعات عملیاتش شو! این را که شنیدم به هم ریختم و با

برچسب: نویسنده: حدیث رادمنش تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 19:55

صفحه بندی